<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامه مطالعات میان رشته ای اخلاق</title>
    <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/</link>
    <description>دوفصلنامه مطالعات میان رشته ای اخلاق</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای دو رهیافت اخلاقی خوش‌بینانه و بدبینانه به توسعه هوش مصنوعی با تمرکز بر معضل شکاف مسئولیت</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106670.html</link>
      <description>این مقاله به‌طور مقایسه‌ای دو رهیافت خوش‌بینانه و بدبینانه نسبت به توسعه هوش‌ مصنوعی را با تمرکز بر معضل &amp;amp;laquo;شکاف مسئولیت&amp;amp;raquo; بررسی می‌کند. نخست مبانی هر یک از این دو دیدگاه تشریح می‌شود: در رهیافت خوش‌بینانه تلاش می‌شود بر مزایای چشمگیر هوش مصنوعی برای جامعه، فقدان نگرانی در میان متخصصان و عدم‌ قطعیت‌های فلسفی تأکید شود؛ در مقابل، رهیافت بدبینانه با استناد به سوگیری‌های الگوریتمی، افول توانایی تصمیم‌گیری انسانی و پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر اجتماعی‌ـ اقتصادی، توسعه‌ بدون محدودیت هوش‌ مصنوعی را از نظر اخلاقی مردود می‌داند. پس از آن شکاف مسئولیت به‌عنوان معضلی بررسی می‌شود که امکان انتساب کامل پیامدهای منفی فنّاوری به فرد یا نهادی مشخص را از بین می‌برد و نمونه‌هایی از مواجهه با آن در نظام سلامت و سلاح‌های خودران ارائه می‌‌شود. در ادامه سه معیار محوری‌ـ مبنای خیر اخلاقی، دامنه قابلیت‌های متافیزیکی و عملی هوش ‌مصنوعی و آسیب‌پذیری انسان در رواج هوش مصنوعی به‌عنوان چارچوبی برای تحلیل معقولیت دو رهیافت مطرح می‌شوند، اما تحلیل انجام شده نشان می‌دهد هیچ‌یک از استدلال‌های ارائه‌شده ذیل رهیافت‌های خوش‌بینانه و بدبینانه به‌طور مطلق پاسخ قطعی به این معیارها نمی‌دهند؛ بنابراین استدلالی مستقل درباره میزان معقولیت رهیافت خوش‌بینانه و بدبینانه با تأکید بر معضل شکاف مسئولیت ارائه خواهد شد که براساس آن، رهیافت خوش‌بینانه نسبت به رهیافت بدبینانه معقول‌تر دانسته می‌شود. در پایان تأکید خواهد شد که این استدلال و معقول‌تر بودن رهیافت خوش‌بینانه نسبت به رهیافت بدبینانه به معنای بی‌احتیاطی در توسعه هوش مصنوعی و نادیده‌انگاشتن معضل شکاف مسئولیت نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ناگزیر فلسفه اخلاق در سیاستگذاری مبتنی بر شواهد</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106660.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;سیاستگذاری باید براساس شواهد مربوط باشد&amp;amp;raquo;؛ این سخنی طبیعی و مقبول است. اجرای برنامه‌ای در دنیای واقعی برای حصول نتایج عینی مستلزم رجوع به شواهد مربوط می‌باشد و نمی‌توان با حدس و گمان یا نظرات شخصی و عرفی به چنین کاری پرداخت؛ اما گاهی این دیدگاه، یعنی سیاستگذاری شواهدمحور، حمل بر این می‌شود که اگر سیاستگذاری درست بخواهد براساس شواهد باشد، باید مستقل از اخلاق و اخلاقیات پیش برود که می‌توان این دیدگاه را &amp;amp;laquo;سیاستگذاری فارغ از اخلاق&amp;amp;raquo; نامید. برای ارزیابی بهتر این دیدگاه مناسب است به دو سؤال پاسخ داده شود: ۱. در سیاستگذاری چگونه باید شواهد مختلف را لحاظ کرد؟ ۲. در سیاستگذاری توجه به چه شواهدی بجاست؟ درباره پرسش نخست توضیح داده می‌شود که چگونه اساساً ایده حساسیت به شواهد خود هنجاری است و در پاسخ به پرسش دوم بیان خواهد شد که توجه به بعضی شواهد هنجاری ناگزیر است، هرچند این شواهد از انواع مختلفی هستند و نقش‌های متفاوتی ایفا می‌کنند. به طور کلی، توجه به این ابعاد ضمنی در سیاستگذاری کمک می‌کند که تصویر بهتری از نقش فلسفه اخلاق و حوزه‌های پژوهشی هنجاری در سیاستگذاری داشته باشیم. بسیاری از سؤالات کلیدی در عرصه سیاستگذاری نیازمند شواهدی تجربی هستند و توسل به باورهای اخلاقی رایج یا شخصی مخلّ تصمیم‌گیری درست است؛ با این حال در بعضی از ابعاد، توجه به ابعاد هنجاری ناگزیر می‌باشد. نکته این است که بخشی از شواهد مربوط همواره هنجاری هستند؛ از این‌رو &amp;amp;laquo;سیاستگذاری فارغ از اخلاق&amp;amp;raquo; عدول از ایده کلیدی در سیاستگذاری شواهدمحور است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد قاعده «قبح عقاب بلابیان» در حل مسائل معرفت اخلاقی</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106394.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی امکان بهره‌گیری از قاعده عقلی قبح عقاب بلابیان در حوزه معرفت اخلاقی می‌پردازد. این قاعده که در علم اصول مبنای اصل برائت عقلی به شمار می‌رود، دلالت بر این دارد که در صورتِ نبودِ بیانِ روشن درباره حکمِ شرعیِ فعلی، هیچ‌گونه الزام یا استحقاق عقاب بر انسان مکلّف متوجه نخواهد بود. از آنجا که این قاعده اساساً عقلی است، می‌توان دامنه مفهومی آن را به قلمرو اخلاق نیز گسترش داد و آن را به مثابه معرفت عملی موجه در مواجهه با مسائل معرفت اخلاقی دانست. بر این اساس پژوهش حاضر سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: 1. به‌کارگیری قاعده قبح عقاب بلابیان در مواجهه با شکاکیت معرفتی اخلاقی؛ 2. کاربست آن برای حل تردید اخلاقی در مقام عمل و 3. پاسخ به چالش تطبیق معرفت اخلاقی بر موضوعات مشتبه. فرایند پژوهش بدین شکل است که در بخش نخست، ماهیت قاعده قبح عقاب بلابیان و نقطه مقابل آن، یعنی قاعده دفع ضرر محتمل بررسی و سپس کارکرد این قاعده در حوزه معرفت اخلاقی تحلیل می‌شود. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که هرچند این قاعده در بافت شریعت اسلامی معنا و کارآمدی بیشتری دارد، می‌توان آن را در چارچوب اخلاق توحیدی و حتی سایر نظریه‌های اخلاقی به ‌منزله ابزاری برای حل مسائل معرفت اخلاق یادشده به کار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصول اخلاقی مواجهه با بیماری‌های فراگیر با رویکرد اسلامی</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106719.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، ارائه اصول اخلاقی در مواجهه با بیماری‌های فراگیر براساس معیارهای اخلاق اسلامی است. این مواجهه از وجوه مختلف فضیلت‌گرایانه، غایت‌گرایانه و یا وظیفه‌گرایانه ‌بررسی می‌شود. این نوشتار به روش توصیفی‌ـ تحلیلی و مبتنی بر تحقیق کتابخانه‌‌ای به تبیین اصول اخلاق اجتماعی در مواجهه با بیماری‌های واگیردار می‌پردازد و مهم‌ترین چالش‌های اصول پیش‌گفته را موردتوجه قرار می‌دهد. مهم‌ترین اصول اخلاق اجتماعی کاربردی در مواجهه با اپیدمی‌ها؛ اصل حق‌مداری، اصل همراهی و همدلی، اصل تواصی، اصل مواسات، اصل تکریم و احترام، اصل عدم اضرار، اصل آرامش و سکونت می‌باشد که ناظر به خط‌مشی‌های اخلاقی در شرایط بحرانی بیماری‌ها سامان‌یافته است. این اصول بیانگر بایدونبایدهای اخلاقی در تعاملات اجتماعی و به‌ویژه مسئولیت‌های اخلاقی افراد در نحوه حضور در اجتماع و مواجهه اخلاقی با بیماران و آسیب‌دیدگان با محوریت آموزه‌های اسلامی ارائه شده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاهش ارزش‌های اخلاقی در جامعه: شناسایی مفاهیم، بررسی علل، پیامدیابی و ارائه راهکارها</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106672.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل علل کاهش ارزش‌های اخلاقی، پیامدها و ارائه راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی، پارادایم انتقادی و روش تحلیل مضمون صورت گرفت. مشارکت‌کنندگان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که به شیوه هدفمند انتخاب و روش جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود که تا رسیدن به اشباع نظری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها در چهار محور اصلی به دست آمد: ۱. مفاهیم اخلاقی کم‌رنگ‌شده مانند صداقت، مسئولیت‌پذیری و همدلی؛ ۲. عوامل مؤثر بر کاهش ارزش‌ها از جمله رسانه و فضای مجازی، فشار اقتصادی و الگوهای نامناسب؛ ۳. پیامدها شامل افزایش طلاق، رفتارهای ضداجتماعی و بی‌اعتمادی؛ ۴. راهکارهایی برای احیای ارزش‌های اخلاقی همچون آموزش در مدارس، تقویت نهاد خانواده و معرفی الگوهای مثبت. نتایج نشان داد کاهش ارزش‌های اخلاقی پدیده‌ای چندوجهی است که چالش‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند؛ با این حال، اجرای راهکارهای پیشنهادی می‌تواند تا حدی در احیای این ارزش‌ها مؤثر باشد. تلاش برای تقویت و نهادینه‌سازی ارزش‌های اخلاقی، ضرورتی اساسی برای سلامت روانی و بقای جامعه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوواره به‌سازی پژوهش‌‌های اخلاق کاربردی: بررسی موردیِ پژوهش‌‌های ایرانیِ اخلاق فنّاوری اطلاعات</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106659.html</link>
      <description>پژوهش درباره مسائل و موضوعات اخلاق کاربردی در کشورمان هرچند امری ضروری و متداول است، ولی همواره می‌بایست از نظر محتوا، روش و فرایند مورد آسیب‌شناسی قرار گیرد و برای اصلاح کاستی‌ها و بهبود فرایندها چاره‌اندیشی شود. با توجه به آنکه انجام چنین کاری درباره همه حوزه‌های اخلاق کاربردی مقدور نیست، مقاله حاضر به بررسی موردی اخلاق فنّاوری اطلاعات (اَخفا) می‌پردازد. آسیب‌شناسی پژوهشی در این زمینه مستلزم شناخت خود کاستی‌ها، عوامل و زمینه‌های ایجاد آنها و ارائه راهکار برای حل یا کاهش آنهاست. نویسنده در مقاله‌ای دیگر، دو مورد اول را بررسی کرده، و در مقاله پیش‌رو به مورد سوم می‌پردازد؛ در این راستا الگوواره‌ای ارائه می‌شود که ناظر به سه مرحلۀ پیشاتحقیق، تحقیق و پساتحقیق در زمینه اخلاق فنّاوری اطلاعات است و می‌تواند به عنوان الگویی برای پژوهش در این حوزه و دیگر شاخه‌های اخلاق کاربردی به کار رود. برخی از راهکارهای ارائه‌شده از این قرار است: تأسیس مراکز پژوهشی و راه‌اندازی رشته‌های خاص اخلاق فنّاوری اطلاعات، تربیت محققان متخصص در این زمینه، تدوین منابع پژوهشیِ مرجع، انجام پژوهش تولیدی براساس آموزه‌های اخلاقی اسلام، اهتمام به پژوهش‌های بین‌رشته‌ای، توجه به آینده‌پژوهی اخفا، افزایش تعاملات جهانی، ترجمه پژوهش‌های ایرانی به زبان‌های دیگر، ایجاد بانک اطلاعات اخفاپژوهی و شبکه ارتباطی اخفاپژوهان داخلی و خارجی، انتشار مجلات تخصصی و تولید خروجی‌های متعدد و متنوع از آثار پژوهشی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشوایان اخلاقی در کلام امامیه؛ بازخوانی مبانی اسوه‌شناسی اخلاقی در اندیشه کلامی شیخ طوسی</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106673.html</link>
      <description>اخلاق در تفکر شیعی با مبانی کلامی پیوندی عمیق دارد و راهنما‌شناسی اخلاقی به عنوان یکی از ارکان آن، نقش رهبران الهی (انبیا و امامان) را در هدایت بشر به سوی سعادت برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی راهنما‌شناسی اخلاق در اندیشه کلامی شیخ طوسی، متکلم برجسته امامیه به بررسی آثار وی می‌پردازد. با بهره‌گیری از روش توصیفی‌ ـ تحلیلی و رویکرد عقلی ـ نقلی بر پایه اسناد کتابخانه‌ای و نرم‌افزارهای علمی، گزاره‌های کلامی شیخ در محورهای نبوت، امامت، ویژگی‌های راهنمایان الهی (عصمت، اعلمیت، افضلیت، علم و اشجع بودن) و نقش آنها در تربیت اخلاقی تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که شیخ طوسی با تأکید بر حسن و وجوب بعثت انبیا و امامت معصومان بر پایه قاعده لطف الهی، نظام اخلاقی هماهنگی را تبیین می‌کند که در آن، رسولان و امامان به عنوان اسوه‌های اخلاقی، معرفت اخلاقی را فراهم می‌آورند و انگیزش اخلاقی را از راه هدایت (لطف در واداشتن به توحید و ثواب) و دوری از ضلالت تقویت می‌کنند. این نظام، رویکرد فضیلت‌گرا و واقع‌گرا را در اخلاق هنجاری ترویج می‌دهد، ذهنیت‌گرایی را نفی می‌کند و سعادت اخلاقی را در قرب الهی می‌بیند. نتایج پژوهش بر جامعیت نظریه شیخ در پیوند کلام و اخلاق تأکید دارد و می‌تواند مبنایی برای مطالعات میان‌رشته‌ای فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سلبی و ایجابی فضائل در تحصیل معرفت از دیدگاه صدرا</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106661.html</link>
      <description>نفس انسانی بنابر فطرت خود شایستگی و شأنیت شناخت حقایق اشیا را داراست و اگر مانعی در میان نباشد، نفس با این اقتضائش به مسیر تکاملی خود ادامه می‌‌دهد تا به سرمنزل مقصود برسد. البته موانعی بر سر راه حرکت استکمالی نفس به سوی عقل فعال و اتصال به فیض علمی وجود دارد. پژوهش حاضر به منظور پاسخ به این مسئله سامان یافته است که در نگاه صدرالمتألهین شیرازی چه موانعی در این میان وجود دارند و چگونه می‌‌توان آنها را کنار زد؟ مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی موانع و حجاب‌‌های وجودی داخلی مانند رذائل اخلاقی و معاصی و رفع آنان پرداخته و تأثیر رذائل و فضائل اخلاقی در فرایند حصول معرفت را تبیین کرده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که رفع مانع رذائل اخلاقی و معاصی و آلوده شدن به مهلکه شهوت و غضب با تزکیه نفس و کسب فضائل حاصل می‌‌شود. این رفع موانع اموری سلبی و عدمی هستند و در اصل مقصود نیستند؛ در واقع کسب علم و معرفت، مقصود حقیقی انسان‌‌هاست و نفس پس از رفع موانع مقتضی به مسیر خود ادامه می‌دهد و به معرفت الهی و کشف حقایق اشیا دست می‌‌یابد. با افزودن قاعده &amp;amp;laquo;ضرورت سنخیت علت و معلول&amp;amp;raquo; می‌‌توان نقش فضائل اخلاقی در برطرف کردن موانع و تجانس نفس با عقل فعال را پذیرفت. پس از زدودن آلودگی‌‌ها و رذائل، فضائل شأن ایجابی تسهیل‌کنندگی برای تحصیل معرفت را دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی از رابطۀ معناشناختیِ واژگانیِ «تقوا» و «احسان» در اخلاقِ قرآنی</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106695.html</link>
      <description>روشِ &amp;amp;laquo;تحلیلِ معناشناختیِ واژگانی&amp;amp;raquo; یکی از روش‌های مناسب برای بررسیِ ساختمانِ معناییِ واژه‌های قرآن است. این روش در پژوهش‌های معنا‌شناختی بسیار اهمّیّت دارد. در این مقاله با این روش به معناشناسیِ واژگانیِ دو واژۀ &amp;amp;laquo;تقوا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;احسان&amp;amp;raquo; ‌پرداخته‌ایم و اعضا و کیفیّاتِ معنایی آنها را با استفاده از آیاتِ قرآن احصا کرده‌ایم؛ زیرا مفاهیمِ این دو واژه در اخلاقِ قرآنی جایگاهِ ویژه و ممتازی دارند. گفتنی است که، در این مقاله، تعابیرِ &amp;amp;laquo;عضوِ معنایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کیفیّتِ معنایی&amp;amp;raquo; را برای نخستین‌بار در بسترِ روشِ &amp;amp;laquo;تحلیلِ معناشناختیِ واژگانی&amp;amp;raquo; مطرح کرده‌ایم. بر اساسِ آیاتِ قرآن بهاین نتیجه رسیدیم که &amp;amp;laquo;اسلام&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایمان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عملِ صالح&amp;amp;raquo; اعضای معناییِ تقوا و &amp;amp;laquo;بازدارندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تشکیکی بودن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;استمرار&amp;amp;raquo; کیفیّاتِ معناییِ آن هستند؛ همچنین، &amp;amp;laquo;ایمان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تقوا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عملِ صالح&amp;amp;raquo; اعضای معناییِ احسان و &amp;amp;laquo;تفضّل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کیفیّت‌خواهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیش‌برندگی&amp;amp;raquo; کیفیّاتِ معناییِ آن هستند. در رابطه‌یابی میانِ مفاهیمِ این دو واژه به دو گونه رابطۀ &amp;amp;laquo;تولیدی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تزایدی&amp;amp;raquo; دست یافتیم و به این نتیجه رسیدیم که آثارِ مشترکِ ترکیبِ ساختمانِ معناییِ آنها عبارتند از: &amp;amp;laquo;معیّتِ الاهی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجرِ عظیم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;غفران و رحمتِ الاهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تکفیرِ گناهان&amp;amp;raquo;. این پژوهش نشان می‌دهد که واژه‌های قرآنی از لحاظِ معناشناختی ویژگی‌هایی دارند که افزون بر هر یک از اجزای تشکیل‌دهندۀ معنا که از آنها به &amp;amp;laquo;عضوِ معنایی&amp;amp;raquo; تعبیر کردیم، کُلّ متشکّل از اعضای معنایی نیز دارای آنهاست و ما آن ویژگی‌ها را &amp;amp;laquo;کیفیّاتِ معنایی&amp;amp;raquo; می‌نامیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نقش گستردۀ عقل عملی در اندیشۀ اخلاقی ایمانوئل کانت و ملاصدرا</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106696.html</link>
      <description>قوای انسان به باور کانت از &amp;amp;laquo;شناخت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;میل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;درک‌کنندۀ لذت و ألم&amp;amp;raquo; تشکیل شده است؛ شناخت به سه قوۀ فاهمه (عقل نظری) و عقل عملی و حکم تقسیم می‌شود. چنانچه فاهمه واجد مقولات شروط شناخت می‌باشد، عقل عملی نیز سه شرط پیشین اختیار و قانون و دستور مطلق دارد. از نظر ملاصدرا &amp;amp;laquo;عقل نظری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عقل عملی&amp;amp;raquo; فاقد ساختار پیشین؛ اولی وظیفۀ شناخت و دومی از شأنی وظیفۀ شناخت احکام اخلاقی و از شأنی به تعدیل نفس می‌پردازد. نظریۀ دو اندیشمند از سویی تشابهی مانند نقش دستیابی عقل عملی به قوانین اخلاقی، ثبات و عمومیت قوانین اخلاقی برآمده از عقل عملی برخوردار است؛ از سوی دیگر امتیازات دارد: کانت دو ساحت مجزا برای عقل نظری و عقل عملی باور دارد و براهین الاهیاتی و فراروی از حس را اختصاصی عقل عملی می‌داند. ملاصدرا هر دو گونه از عقل را شئون عالیۀ نفس واحد می‌داند و عقل عملی را آزادی‌بخش عقل نظری دستیابی به مراحل عالی از شناخت و سعادت حقیقی را از جانب عقل نظری می‌داند؛ سؤالاتی همانند اینکه آیا در نظام اخلاقی کانت &amp;amp;laquo;توجیه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صدق&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دلیلیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کلیت و استثناناپذیری&amp;amp;raquo; احکام اخلاقی به درستی تأمین می‌شود، پیش می‌آید که در اندیشۀ ملاصدرا به دلیل برخورداری عقل عملی از نظر شناختی جواب دارد. روش پژوهش متن حاضر، کتابخانه‌ای و به‌گونه تحلیلی ـ توصیفی بوده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سطح انطباق قوانین حقوقی مرتبط با محیط‌زیست و منابع طبیعی، با مبانی اخلاق زیستی و آموزه‌های دینی</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106671.html</link>
      <description>مفاهیمی مانند محیط‌زیست و منابع طبیعی محور اصلی توسعۀ پایدار در جوامع امروزی به‌شمار می‌‌روند و همواره به‌عنوان بخشی از سرمایۀ ملی کشورها مورد توجه بخش قانون‌گذار بوده‌اند. این مقاله به بررسی سطح انطباق قوانین حقوقی مرتبط با محیط‌زیست و منابع طبیعی، با مبانی اخلاق زیستی و آموزه‌های دینی می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی چگونگی تأثیر اصول اخلاق زیستی بر توسعۀ قوانین محیط‌زیستی و همچنین نقش آموزه‌های دینی در شکل‌دهی رویکردهای قانونی در حفاظت از منابع طبیعی است. در این مقاله به مفاهیمی مانند مسئولیت انسانی، عدالت بین‌نسلی و یکپارچگی اکوسیستم اشاره خواهد شد. یافته‌های این مطالعه نشان‌دهندۀ غلبۀ رویکرد انسان‌محور در قوانین موجود زیست‌محیطی و عدم درنظرگیری ارزش ذاتی طبیعت در آنهاست؛ همچنین انطباق این قوانین با مبانی اخلاق زیستی و آموزه‌های دینی نشانگر عدم پرداخت مناسب به برخی اصول بنیادین در قوانین حقوقی است که مهم‌ترین آنها عبارتند از: اصل ارزش ذاتی طبیعت و لزوم امانتداری، اصل تکلیف‌گرایی انسان و نیز اصل یکپارچگی زیست‌بوم. نتایج تحقیق بیانگر ضرورت توجه ویژه به رویکرد زیست‌محور به‌موازات رویکرد انسان‌محور در وضع قوانین یادشده است؛ به‌طوری‌که با چنین رویکردی بخشی از قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری‌های محیط‌زیستی می‌بایست با اصالت‌بخشی ذاتی به محیط‌زیست انجام پذیرد؛ به‌عبارت دقیق‌تر در یک جامعۀ توحیدی با نظام فکری اسلامی، حفاظت از محیط‌زیست نه یک انتخاب راهبردی که تجلّی مستقیم جهان‌بینی توحیدی و جلوه‌ای از حضور مسئولانۀ انسان در مقام خلیفه‌الله است. این دیدگاه پشتوانه‌ای استوار برای مقابله با چالش‌های نوین زیست‌محیطی از بحران تغییرات اقلیمی تا تخریب روزافزون تنوع زیستی به‌شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سواد اخلاقی: معنا، مبانی و موانع</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106653.html</link>
      <description>مسئله اصلی این مقاله تحلیل مفهومی &amp;amp;laquo;سواد اخلاقی&amp;amp;raquo; و امکان تلقی معلومات اخلاقی به مثابه نوعی سواد (سوادانگاری علم اخلاق) است. بحث نه تنها به چگونگی آموزش اخلاق، بلکه مهم‌تر از آن به اصل تعلیم‌پذیری اخلاق و امکان آن بازمی‌گردد. می‌دانیم که از &amp;amp;laquo;عصر سواد&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;عصر سوادها&amp;amp;raquo; گذر کرده‌ایم، هرچند این گذار به معنای پایان سواد کلاسیک نیست. مدارس در جهان غرب عموماً با احتیاط بسیار با مسئلۀ آموزش اخلاق مواجه می‌شوند؛ از همین رو در نخستین کاربردهای محدود اصطلاح &amp;amp;laquo;سواد اخلاقی&amp;amp;raquo;، نوعی تسامح یا حتی جنبه تفننی مشهود است. سواد اخلاقی، همانند سایر گونه‌های سواد، مستلزم یادگیری و تمرین است؛ یعنی یادگیری اصول یا قواعدی عینی است. پذیرش این مفهوم با قبول چند پیش‌فرض فرااخلاقی همراه است: اخلاق قابل انتقال و آموزش است؛ اخلاق امری غیرشخصی و غیرخصوصی است که در موقعیت‌های متعارض اخلاقی امکان داوری و صدور حکم بر مبنای معیارهایی مشخص و عینی وجود دارد. چهار مانع اصلی در مسیر بحث عمومی و سوادانگاری اخلاق قابل شناسایی است: نخست، تصور عدم توافق مردم بر سر راه‌حل مسائل اخلاقی؛ دوم، تصور ناتوانی در قضاوت نسبت به دیگران؛ سوم، تلقی اخلاق به مثابه امری کاملاً خصوصی؛ و چهارم، نسبی‌انگاری فرهنگی. بر پایۀ یافته‌های مقاله، می‌توان دو رویکرد اصلی دربارۀ محتوای قابل انتقال در قالب سواد اخلاقی از یکدیگر بازشناخت: رویکرد هنجاری و رویکرد مهارتی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه اخلاق در شکل گیری فلسفه و فیلسوف حقیقی از نگاه فارابی</title>
      <link>https://jiethics.sbu.ac.ir/article_106733.html</link>
      <description>از نطر فارابی که در اخلاق، فضیلت محور است، علوم نظری یا نطقی که در رأس آن ها فلسفه‌ی اولی قرار دارد، از فضایل مهمی هستند که بدون آن‌ها سعادت نصیب انسان نمی شود. سعادت، نهایی‌ترین و کامل‌ترین خیری است که انسان طالب آن است و چیزی جز شناخت خدا، تشبه به او و تجرد کامل نیست. شناخت خدا غایت علوم نظری و تشبه به خدا و تجرد کامل انسان، غایت علوم عملی است؛ پس حکمت نظری و عملی با هم، در رساندن انسان به سعادت نقش دارند. بنابراین فلسفه‌ی حقیقی انسان را به سعادت حقیقی می‌رساند و فیلسوف حقیقی کسی است که تمام فضائل نظری، فکری و خلقی را کسب نموده و در عمل نیز خود را مزین به این فضایل نماید. فارابی به تبع فیلسوفان یونان باستان، به اخلاق پیش و همراه فلسفه بسیار اهمیت می دهد تا فیلسوف و فلسفه‌ی حقیقی حاصل شود، نه فیلسوف و فلسفه‌ی باطلی که هرگز انسان را به سعادت حقیقی نمی‌رساند. هم اخلاق پیشا فلسفی و هم اخلاق فلسفی، فلسفی و مبتنی بر برهان هستند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
